صفحه اصلی
نشست تخصصي انجمن علمي نقد ادبي با بزرگداشت خاطرة مرحوم استاد فرشيدورد برگزار شد
1388/10/29

نشست تخصصي انجمن علمي نقد ادبي با بزرگداشت خاطرة مرحوم استاد فرشيدورد برگزار شد

 

در ابتدای نشست كه در شامگاه روز يك‌شنبه مورخ 27/10/88 در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد، ‌دكتر ابراهيم خدايار رئيس مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي و عضو هيئت رئيسة‌انجمن علمي نقد ادبي ايران با گرامیداشت خاطرة زنده‌یاد استاد فرشیدورد به نكاتي دربارة خدمات وي به ايران و زبان فارسي و ضرورت بزرگداشت اين گونه شخصيت‌هاي علمي تأكيد كرد و در بخشي از سخنان خود اظهار داشت:

                    ز مادر همه مرگ را زاده‌ایم                  همه بنده‌ایم ارچه آزاده‌ایم

اجازه می‌خواهم دقایق آغازین نشست امروز را با خاطرة نام زنده یاد استاد دکتر خسرو فرشیدورد شروع کنم. یاد کسی که به قول خودش همة سرمایة جوانی و سلامت جسم و جانش را بر سر زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران نهاد. گفتار آغازین کتاب دستور مفصل امروز (1382) واگویة آروزها و آرمان‌ها و دردها و آمال آن زنده‌نام گویی برای ساعاتی چند پیش از سفر به آخرتش در 8 دیماه 1388 نوشته بود:

"چهل و دو سال پیش که در دورة‌ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران مطالعه در دستور را آغاز کردم، بهار سرسبز جواني در کنار من بود؛ ولی امروز که این کلمات را بر روی کاغذ می‌آورم زمستان سپیدفام سالخوردگی همراه و دمساز من است. آن روزگار حتی یک موی سپید هم نداشتم؛ ولی امروز حتی یک موی سیاه بر سرم نیست... دریغ که از سرمایة جوانی جز انبوهی کتاب و مقاله و یادداشت چیزی برای من باقی نمانده است؛ اما باز شادم که سلامت و چشم و جسم و جان را بر سر زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران نهاده‌ام نه در راهی دیگر.

استاد فرشيدورد در مقدمة لغت‌سازی و وضع و ترجمة اصطلاحات علمی و فنی )1380( دیر جوشی و صراحت لهجه‌اش را  مایة تنهایی‌اش دانسته بود و چه نیکو پیش‌بینی کرد: "بسیاری به خاطر دیرجوشي و صراحت لهجه و عشق شدید و آشتی‌ناپذیرم به فرهنگ و زبان و ادب فارسی چنان از من رمیدند که حتی در بزرگداشت من هم شرکت ننمودند و چنین به نظر می‌رسد که در ختم من هم مشارکت نکنند. برای ما که پای بر فرق گردون زده‌ایم و دست از دنیای درون شسته‌ایم و از هر چه به رنگ تعلق‌پذیر آزاد گشته‌ایم، هیچ اهیمتی ندارد. تنها کافی است زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران باقی بماند و گسترش یابد و پیش برود. (ص 72)‌"

استاد فرشیدورد در سال 1308 در ملایر به دنیا آمد و در سال 1342 از رسالة‌ دکتری خود به نام قید و تحول آن در زبان فارسی در دانشگاه تهران دفاع کرد. دومين اثر علمی وی نخست در سال 1340 بود که به صورت مقاله‌ای دربارة املای فارسی در مجلة یغما به چاپ رسید و سپس تنظیم یک جلد از لغت‌نامة دهخدا (حرف واو) در سال 1340 به صورت اثري مستقل به چاپ رسيد و پس از آن بیش از بیست جلد کتاب در زمینة دستور، نقد ادبی، و لغت‌سازی و ده‌ها مقاله در حوزه‌های املای فارسی، لغت‌سازی، زبان‌شناسی عمومی، ترجمه، تعلیم زبان و ادبیات فارسی، نقد ادبی و دستور به چاپ رساند که برخی از کتاب وی از جلمه دستور امروز (سه بار چاپ)، دربارة ادبیات و نقد ادبی در دو (جلد 4 بار)، عربی در فارسی (7بار)، ... به چاپ رسیده است.

انجمن علمی نقد ادبی ایران یاد و خاطرة این پیشکسوت حوزة نقد ادبی را به همة دوستداران زبان و ادبیات فارسی تسلیت عرض می‌کند و به درگاه خداوند بزرگ برای علو درجاتش دعا می‌کند.

به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست، ابوالفضل حري - عضو هيأت‌علمي دانشگاه اراك - در آغاز نشست از روايت داستاني سخن گفت و اظهار كرد: روايت داستاني، جهاني برساخته از زبان است و زبان، زنداني اين جهان. اين جهان داستاني كه با جهان واقعي همانندي‌هايي نيز دارد، برساخته ذهن نويسنده است. اما بديهي است كه اين برساخته زباني تمامأ و يك‌جا در اختيار خواننده قرار نمي‌گيرد؛ بلكه نويسنده مواد و مطالب مورد نياز قصد و انديشه خود را در قالب طرح اوليه (fabula)، از بطن اين جهان انتخاب مي‌كند؛ از اين‌رو، طرح اوليه يا داستان برساختي زمانمند در بطن جهان داستاني است. به ديگر سخن، داستان يا برساخت زمانمند مستلزم كنش است و كنش نيز از رخدادها ناشي مي‌شود و رخداد نيز اتفاق مي‌افتد؛ يعني از حالت و وضعيتي به حالت و وضعيتي ديگر تغيير مي‌كند و اين تغيير مستلزم گذشت زمان است.

او افزود: توالي پيوسته حالت‌ها، توالي رخدادها را ايجاد مي‌كند و روايت داستاني عبارت است از توالي رخدادها در بطن محور زمان. بررسي نظام حاكم بر روايت‌هاي داستاني در حيطه نظريه و دستور زبان روايت و/ يا روايت‌شناسي ادبيات داستاني مطرح مي‌شود.

اين استاد دانشگاه همچنين متذكر شد: در كل، هر روايت دو جزء دارد؛ داستان و متن. داستان شامل رخدادها و نيز افرادي است كه رخدادها را تجربه مي‌كنند و دست به انجام كنش مي‌زنند. حال آن‌که گفتمان / متن روايي، چگونگي عمل روايت است و عمل روايت مؤلفه‌هاي راوي، مؤلف واقعي و مستتر، خواننده واقعي و مستتر، زاويه ديد و کانوني‌شدگي و بازنمايي مستقيم، غيرمستقيم و/ يا سخن غيرمستقيم آزاد را دربر مي‌گيرد.

حري در ادامه گفت: سقراط در كتاب سوم جمهوري افلاطون در گفت‌وگو با همراه خود - ادمانتوس (Ademantus) - سه وجه گفتمان ادبي را از يكديگر بازمي‌شناسد: سخن شاعر (كه تماماً تقليد و نقل گفتار است)؛ سخن شخصيت (كه شاعر وقايع را از قول خود شرح و بسط مي‌دهد) و/ يا تركيب هر دو سخن. از زمان افلاطون به بعد، سخن شاعر و شخصيت را به منزله دو شيوه نقل گفتار و انديشه، به ترتيب زير عناوين نقالي (diegesis) و محاكات (mimesis) قرار مي‌دهند.

او خاطرنشان كرد: از حيث روايت‌شناختي، بازنمايي گفتار و انديشه يكي از زيرگروه‌هاي دسته‌بندي سوم ژرار ژنت است. ژنت (‌١٩٨٠ و ‌١٩٨٨) روايت‌شناسي را به سه مقوله زمان دستوري (tense)، صدا (voice) و وجه/ حالت (mode) تقسيم مي‌کند. اولين زيرگروه دسته‌بندي سوم ژنت يعني وجه / حالت، به وجوه بازنمايي كنش، گفتار و انديشه اشخاص داستان مي‌پردازد؛ از اين‌رو، هر گفتار و انديشه‌اي دو جزء دارد: جزيي/ بندي كه گفتمان راوي را نشان مي‌دهد (reporting clause) و جزيي كه گفتمان شخصيت را دربر مي‌گيرد (reported clause) و راوي آن را گزارش مي‌دهد. گفتمان شخصيت يا سخناني است كه شخصيت بر زبان آوره و/ يا بدان‌ها انديشيده است. در مجموع، شگرد انتقال سخنان و افكار شخصيت از زبان راوي، بازنمايي گفتار و انديشه (speech and thought representation) نام دارد. گاهي، راوي سخنان و افكار اشخاص را سرراست در اختيار خواننده مي‌گذارد ((direct speech and thought؛ گاهي، غيرمستقيم (indirect speech and thought) و گاهي نيز به هر دو صورت. اين شيوه تركيبي صداي شخصيت (نقل مستقيم) و صداي راوي (نقل غيرمستقيم) را سخن غيرمستقيم آزاد (free indirect discourse) مي‌نامند.

ين عضو انجمن نقد ادبي ايران تصريح كرد: نيك مي‌دانيم كه در روايت داستاني پيشامدرن، يعني در ادبيات داستاني تا ابتداي قرن بيستم، شگرد غالب، كاربرد فقط يك زاويه ديد، يا يك روش انديشگاني و ايدئولوژيكي بود؛ يعني نمايش عيني و مفسرانه اشخاص و رخدادهاي داستاني از زبان راوي همه‌چيزدان. اما با شروع قرن بيستم، ديدگاه عيني و مفسرانه راوي همه‌چيزدان، جاي خود را به نمايش افكار و ذهنيت دست اول اشخاص، بدون مداخله غير‌ضروري راوي مي‌دهد. از جمله شيوه‌هاي روايت‌هاي داستاني مدرن، يكي تكامل شگرد زباني در نمايش و ارائه افكار و درونيات اشخاص داستان در قالب صناعت جريان سيال ذهن و/ يا سيلان (stream of consciousness) است كه به كمك شگردهاي گوناگون و از جمله انواع تك‌گويي (monologues) صورت واقع پيدا مي‌كند.

ابوالفضل در ادامه حري افزود: در اين‌جا چند مسأله غامض رخ نشان مي‌هد؛ اول اين‌كه، وجوه بازنمايي گفتمان به دو نوع مستقيم و غيرمستقيم و يا تركيب اين دو ختم نمي‌شود و انواع ديگر را نيز دربر مي‌گيرد. از آن جمله است تك‌گويي مستقيم و غيرمستقيم؛ حديث نفس؛ حديث غير؛ تك‌گويي نمايشي و انواع آن؛ گفتمان غيرمستقيم و واژگان رنگارنگي كه نظريه‌پردازان مختلف بر آن نهاده‌اند: تك‌گويي روايت‌شده (كن)؛ روايتگري جايگزين شامل كلامي، انديشگاني و ادراكي (هرنادي)؛ گفتمان زيست‌شده (erlebte rede در نزد نظريه‌پردازان آلماني)؛ سبك غيرمستقيم آزاد (بالي)؛ صداي دوگانه (پاسكال و نيز باختين)؛ گفتمان غيرمستقيم آزاد (تولان، ريمون كنان و فلودرنيك)؛ سبك غيرمستقيم آزاد شامل منسوب به راوي و منسوب به شخصيت (چتمن)؛ تحليل دروني / تحليل / روايتگري ذهني (بولينگ) و غيره. اين انواع رنگارنگ را از سويي مي‌توان از جمله شگردهاي شيوه و / يا ژانر صناعت جريان سيال ذهن در شمار آورد.

در پایان سخنراني حضار دربارة موضوع نشست گفت‌وگو کردند. در این جلسه دکتر مریم حسینی، دکتر حسینعلی قبادی، دکتر شعیری، دکتر آقاگل‌زاده، دکتر پارسانسب، دکتر غلامحسین‌زاده، دکتر پروینی، دکتر ذوالفقاری، دکتر روشنفکر و تعدادي دیگر از استادان و منتقدان حضور داشتند.

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به انجمن علمی نقد ادبی ایران است
  طراحی و پیاده سازی سایت: نوآوران فناوری اطلاعات آناهید