زبان فارسی و جهش‏‌های علمی پیش رو در جهان

یکی از مؤلفه‌‌های قدرت و شاخص‌های هویتی آریایی‏ تباران در طول تاریخ پیدایش و زیست آنان در سه هزار سال اخیر زندگی در فلات ایران، زبان آنان بوده است. ابراهیم خدایار رئیس انجمن علمی نقد ادبی ایران

زبان فارسی در این دوره سه هزار ساله، با‌ وجود گذر از دو دوره چالش ‏برانگیز تاریخی؛ یکی در مواجهه با فرهنگ هلنی (حمله اسکندر گُجستگ به ایران) در سده سوم پیش از میلاد و دیگری در دوره اسلامی و مواجهه با زبان عربی در سده هفتم میلادی، سربلند از آزمون بیرون آمد و با بازسازی درونی خود، راست‏ قامت ایستاد و قوم خویش را در تندباد حوادث بی‌پشت و پناه رها نکرد.

این زبان در دوره اسلامی بخوبی از ادای مفاهیم ادبی برآمد و با زبان هنر که در قامت آثار جاویدان فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ متجلی شده بود، دین خویش را به فرهنگ ملی ادا کرد؛ اما نباید از حقیقت ماجرا غافل شد. زبان فارسی نه در دوره پیش از اسلام و نه در دوره پس از آن در زمینه بیان مفاهیم علمی، هرگز نتوانست پابه ‏پای ادبیات پیش برود و نقش خود را در این زمینه ایفا کند. البته نباید تلاش‏‌های دانشمندان ایرانی را طی سده‌های چهارم تا هفتم هجری در به‏ کارگیری زبان فارسی برای بیان مفاهیم علمی نادیده گرفت. از میانه سده چهارم کسانی مثل محمدبن ایوب طبری بیان علم ریاضی را به فارسی آغاز کردند و بعدتر در سده پنجم با آثار دو دانشمند شاخص و نابغه، یعنی ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی دوران طلایی را پشت سر گذاشت. سیداسماعیل جرجانی در سده ششم در کتاب پزشکی خود ذخیره خوارزمشاهی و خواجه نصیرالدین طوسی در اساس الاقتباس در سده هفتم این راه را ادامه دادند؛ اما حمله خانمان‏سوز مغول همه چیز را به نابودی کشاند ازجمله تولید علم و زبان علمی آن را در دنیای اسلام و ایران. از این دوره تقریباً جغرافیای تولید علم از دنیای اسلام و ایران به غرب کوچید و زبان‏ های غربی پس از ارتقا از زبان عامیانه به زبان علمی در سده پانزدهم میلادی به بعد، آهسته ‏آهسته خود را برای نمایش تولید علم به جای زبان لاتین مهیا کردند. در ایران، از زمان آغاز دوران تجدد و تأسیس دارالفنون در سال 1268هجری قمری تاکنون، تلاش‏‌های فراوانی برای تولید علم به زبان فارسی شکل گرفته است؛ اما شرایط دنیا در حوزه تولید علم بسرعت در حال دگرگونی است و هر روز اتفاق بزرگی در این حوزه رخ می‏ دهد. براساس گزارشی که اخیراً پایگاه اسکوپوس برای سال 2016 میلادی منتشر کرد، اگر در سال 2005 از کل تولید علم دنیا، 87 درصد به زبان انگلیسی تولید می‏‌شد، این میزان در سال 2014 به 92 درصد افزایش یافته است. بر اساس همین گزارش زبان فارسی نیز با 7 پله ارتقا نسبت به سال 2014 به رتبه 14 جهان به لحاظ زبان تولید علم ارتقا یافته است. پرسش این است «آیا زبان فارسی می‌تواند عقب ‏ماندگی تاریخی خود را در این حوزه جبران کند؟» به نظرم تبدیل زبان فارسی به زبان علم در محیط‌های آموزشی ایران و الزام استادان گروه‏‌های مرجع در رشته‏ های علوم پایه و پزشکی برای نوشتن مقالات علمی خود به زبان فارسی، دست‏ کم با درصد قابل قبول - مثلاً 50 درصد به زبان فارسی در مرحله نخست - شتاب جبران این عقب ماندگی را افزایش خواهد داد. این کار از یک سو، از راه واژه‏ گزینی ‏های جدید، به توان علمی زبان فارسی دامن خواهد زد و از سوی دیگر میل آموختن زبان فارسی را در بین مخاطبان دیگر کشورهای جهان برای دسترسی به محتوای علمی آن افزایش خواهد داد. هرچند شخصاً بر این باورم این موضوع باید هدفمند به پیش برود؛ چراکه ما نباید در صورت زبان باقی بمانیم، تولید علم، باید به رفع نیازهای گسترده کنونی جامعه ما منجر شود و فقط در دام تولید مقاله اسیر نماند.

تاریخ انتشار : يكشنبه 6 آبان 1397
 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به انجمن علمی نقد ادبی ایران می باشد .
طراحی سایت